تبليغاتX
نگاه دو عاشق

نگاه دو عاشق

sahraye-eshgh.blogfa

 

دلتنگ شدی به یاد بیار کسی رو که خیلی دوست داری ،

 

وقتی ناامید شدی به یاد بیار اونی رو که تنها امیدش تو هستی ،

 

وقتی پر از سکوت شدی به یاد بیار کسی رو که به صدات محتاجه و

 

 وقتی دلت خواست از غصه بشکنه به یاد اون کسی بیفت

 

که تو دلت یه کلبه ساخته

 

 

 ///////////////////////

گفت: می خوام برات یه یادگاری بنویسم

 

گفتم: کجا؟

 

 

گفت: رو قلبت

 

 

گفتم: مگه می تونی

 

 

گفت: آره سخت نیست آسونه

 

 

گفتم: باشه بنویس تاهمیشه یادگاری بمونه

 

 

یه خنجر برداشت

 

 

گفتم: این چیه؟

 

 

گفت: سیسسسسسسس- ساکت شدم

 

 

گفتم: بنویس دیگه چرا معطلی ؟

 

 

خنجرو برداشت و با تیزی خنجر نوشت

 

 

 

 

دوستت دارم دیوونه

 

 

اون رفته*خیلی وقته !!!  کجا؟ نمی دونم

 

 

اما هنوز زخم خنجرش یادگاری رو قلبم مونده

 

 

 

 

       

 

عاشق شدن مثل دست زدن به آتیش می مونه .

 

 

پس سعی کن تا وقتی که جراتش رو پیدا نکردی

 

 

هیچ وقت بهش دست نزنی اما اگه بهش دست زدی

 

 

سعی کن طاقتش رو داشته باشی

 

 

که تو دستهات نگهش داری

 

 

 

در رویاهای کودکانه آموختم به چیزی که به من تعلق

 

 

ندارد فکر نکنم اما ناگهان او همه ی فکرم شد .

 

 /////////////////////////////

دنيا را بد ساخته اند 

کسی را که دوست داری ٬تورا دوست ندارد

کسی که تو را دوست دارد٬تو دوستش نداری

اما کسی که دوست داری و او هم تو را دوست دارد

به رسم وآئین هرگز به هم نمی رسند

واین رنج است.

زندگی یعنی این

 

پرسیدم: منو بیشتر دوست داری یا زندگی رو ؟

گفت: تو رو

پرسید: تو چی ؟ منو بیشتر دوست داری یا زندگی رو؟

گفتم: زندگی رو

قهر کرد و رفت برای همیشه ... دیگه بر نگشت ...

آخه نمی دونست اون همه ی زندگیم بود

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 15:27  توسط فریبا جون  | 

 

با من سخن بگو

 

 

شامگاهان وقتی که خورشید مانند قایقی  طلایی در اقیانوس خونین

 

به کوهساران

 

نزدیک می شود و کوچه از پای آخرین عابر تهی

 

مرا به خاطر آور

 

ای مهربان :

 

با نگهاهت با من سخن بگو 

 

با آن نگاهی که هنوز هم زیباست

 

و یاداور روزهای قشنگی ست  که

 

سکوت حکم فرما بود

 

و با نگاه ها سخن ها گفته می شد

ای مهربان

 

دست هایت را به سویم دراز کن

 

دست هایی که عطر چونه های باران خورده ای را می دهد

 

که باغبان قلبت در دلم کاشت

 

ای مهربان :با من سخن بگو ..

 

 

با من که شکسته تر از همیشه ام

 

با من که ...

 

ای صداقت بی انتها

 

و ای ترانه خاموش با من سخن بگو ..

 

از عشق بگو ...

 

 

اسارت

 

دستان سردم را  به او سپردم

 

گرمی قلبش را احساس نمودم

 

ودیری نپایید که ...

 

 

 

گرمی عشق او تمام وجودم را تسخیر نمود و

 

من زندانی ای برای قلب او بودم و

 

او زندانبان من و

 

 این اسارت چه زیبا بود

 

 

بیا دنیارو تقسیم کنیم،ستاره ها مال تو

 آسمون مال من،ماه مال تو خورشید مال

من،

اصلا" همشون مال تو ولی تو مال من

دوستت دارم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 15:25  توسط فریبا جون  | 

 

            TinyPic image

 

من همیشه با تو هستم

 

تو رو از جون می پرستم

 

من فقط با تو می تونم

 

توی این دنیا بمونم

 

اگه تو نمونی پیشم

 

می بینی دیوونه میشم

 

 

 

 

 

بهار 20 -  اس ام اس ولنتاین مبارک www.bahar20.sub.ir این صدای قلبم

 

می شنوی آره یا نهبهار 20 -  اس ام اس ولنتاین مبارک www.bahar20.sub.ir

 

بهار 20 -  اس ام اس ولنتاین مبارک www.bahar20.sub.irمی تونم داد بزنم  

 

عشقمی یا نه ...بهار 20 -  اس ام اس ولنتاین مبارک www.bahar20.sub.ir

 

 

 

 

آخه من از تو می ترسم

 

میگن عاشقی جنون

 

نمی گم عاشقی مرده

 

اما دیگه نیمه جونه

 

 

     

 

 

توی این دوره زمونهاس ام اس فارسی SMS FARSI  http://SMSFARSI.persiangig.ir

 

بعضی کارامون حرومهاس ام اس فارسی SMS FARSI  http://SMSFARSI.persiangig.ir

 

 

آی زمونه آی زمونهاس ام اس فارسی SMS FARSI  http://SMSFARSI.persiangig.ir

 

من شدم بی آشیونهاس ام اس فارسی SMS FARSI  http://SMSFARSI.persiangig.ir

 

چرا رسم عاشقیموناس ام اس فارسی SMS FARSI  http://SMSFARSI.persiangig.ir

 

چنین شده به هر بهونهاس ام اس فارسی SMS FARSI  http://SMSFARSI.persiangig.ir

 

 

 

 

تو یکی مثل صداقت

 

من یکی مثل فلاکت

 

تو شدی عاشق سوختم

 

من و دل رو بر تو دوختم

 

close hands 

من همیشه با تو هستم

 

تو رو از جون می پرستم

 

من فقط با تو می تونم

 

توی این دنیا بمونم

 

آی زمونه ای زمونه

 

من شدم بی آشیونه

 

چرا رسم عاشقیمون

 

چنین شده به هر بهونه

 

 

این صدای قلبم

پیامک جدیداس ام اس فارسی SMS FARSIاس ام اس فارسی SMS FARSIاس ام اس فارسی SMS FARSIپیامک جدید

 

می شنوی آره یا نه

 

می تونم داد بزنم

 

عشقمی یا نه

 

 


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 15:22  توسط فریبا جون  | 

  

گويند که غروب خورشيد غم انگيز است

 

       اما هيچ غروبي غم انگيز تر از غروب تنهايي نيست

  

زندگي زيباست اما نه به زيبايي حقيقت

 

 

          حقيقت تلخ است نه به تلخي جدايي جدايي سخت است

 

اما نه به سختي انتظار

 

 مراقب شادی توام

 

 آن گاه که عشق تو را می خواند

 

در پس او برو

 

اگر چه راه های عشق سخت و پر شیب است

 

و آن گاه که بالهایش تو را در خود می پیچند  ، آرام گیر

 

اگر چه شمشیر پنهان بالهایش تو را زخم زند .

 

بگذار

 

دل من بي انتها تكرار كند  كه تو را مي خواهد  فقط تو را

 

 

 

 

وقتي خاطره هاي آدم زياد ميشه ديوار اتاقش پر از عکس ميشه اما هميشه دلت واسه اوني

 تنگ ميشه که نميتوني عکسشو به ديوار بزني

هرگاه دفتر محبت را ورق زدي و هرگاه زير پايت خش خش برگها را احساس كردي هرگاه در ميان ستارگان آسمان تك ستاره اي خاموش ديدي براي يكبار در گوشه اي از ذهن خود نه به زبان بلكه از ته قلب خود بگو: يادت بخير

بهار 20 -  اس ام اس ولنتاین مبارک www.bahar20.sub.ir بهار 20 -  اس ام اس ولنتاین مبارک www.bahar20.sub.irبهار 20 -  اس ام اس ولنتاین مبارک www.bahar20.sub.ir

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 15:21  توسط فریبا جون  | 

 

   رو در ودیواراین شهر

دانلودستان بهار 20 - www.bahar20.sub.irهمش از تو یادگار

توی این کوچه ی تاریکدانلودستان بهار 20 - www.bahar20.sub.ir

دانلودستان بهار 20 - www.bahar20.sub.irمن و تنها نمیزاره

یاد حرفای قشنگتدانلودستان بهار 20 - www.bahar20.sub.ir

دانلودستان بهار 20 - www.bahar20.sub.irکه تو قلبم لونه می کرد

یاد دلتنگی چشماتدانلودستان بهار 20 - www.bahar20.sub.ir

دانلودستان بهار 20 - www.bahar20.sub.irکه من و بهونه می کرد

 

میزنه آتیش به جونم

پس کجایی مهربونم

آخه من ترانه هام

واسه  کی پس بخونم

دل من هوا تو کرده

آخ کجایی نازنینم

کاش که بودی و می دیدی

بی تو من تنها ترینم

توی این بازی که سا ختی

من همه هستیم و باختم

زیر پات گذاشتی آخر

عشقی که من از تو ساختم

اگه تو دوستم نداشتی

از دلم خبر نداشتی

دلت از سنگ شده انگار که من و تنها گذاشتی

میزنه آتیش به جونم ...

 

می شینم منتظر این جا

تا تو برگردی دوباره

تا بشینی پای حرفام

بریم تا ماه و ستاره

می دونم می یای یه روزی

یه روزی که خیلی دیره

یه روزی دل شکستم

سر این کوچه می میره

میزنه آتیش به جونم

پس کجایی مهربونم

 

آخه من ترانه هام

واسه کی پس بخونم

دل من هوا تو کرده

آخ کجایی نازنینم

کاش که بودی و می دیدی

بی تو من تنها ترینم

پیامک جدیدsms farsi پیامک جدیدپیامک جدید

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 11:45  توسط فریبا جون  | 

 

 

باران ببار که بارش تو التیامی است برزخمهای ما ، باران ببار که

باریدن تو مرحمی است بردردهای ما

                                                       و ترنم اشک های تو

               روح خسته بیماری را از گونه ها می زداید .

باران !

      من ، تو را ناجی فریادها می دانم ،  چرا که خیال سبز شدن

                     را در روح خزان زده ما می پرورانی 

    عطرطراوت و شادابی را در آسمان بی رنگ و روح زندگی مان

                                                    می پراکنی !

باران !

  باران دوستت دارم ، چرا که مظهر هر پا کی و زیبایی در دنیا هستی .

بارش تو وصل تو ، مراد هر زمینی است .

ای باران !

       بیا با من امشب ببار ، چرا که بارش تو گرمی محبت را در

                دلها شعله ور می سازد و آب را در گلوی خسته ما

                                                  می چکاند .

                                           

                                                

 

توی که نامش بهار من یادش اندیشه من

دیدارش آرمان من

عشقش در قلب من

برای تو مینویسم

که بودنت بهار من  

و نبودنت خزان سرد من است

از کوه پرسیدم :عشق چیست ؟ گفت از من استوار تر

از دریا پرسیدم: عشق چیست ؟گفت از من وسیع تر

              از خورشید پر سیدم : عشق چیست؟ گفت از من پر فرو غ تر 

                  از آئینه  پرسیدم: عشق چیست ؟ گفت از صافتر ازمن

از خون پرسیدم: عشق چیست؟ گفت همچون خون در قلب من جاری است

از خود عشق پرسیدم : عشق چیست؟ گفت من سرگردانی پیش نیستم

 

 

 

براي عشق تمنا كن ولي خارنشو.عشق را قبول كن ولي غرورت را ازدست نده.

براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوزولي نذارپروانه

ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن. براي عشق جون خودتو بده ولي جون

كسي رونگير. براي عشق وصال كن ولي فرارنكن. براي عشق زندگي كن ولی

عاشقانه زندگي کن

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 11:44  توسط فریبا جون  | 

 

 TinyPic image

هرگز نگو "دوستت دارم " !                 

 اگر حقیقتا به آن اهمیت نمی دهی... .

درباره ی "احساسات " سخن نگو          

اگر واقعا وجود ندارد... .

هرگز "دستی را نگیر" !                     

  وقتی قصد شکستن قلبش را داری... .

هرگز نگو "برای همیشه " !                

  وقتی می دانی جدا می شوی... .

هرگز "به چشمانی نگاه نکن " !            

 وقتی قصد دروغ گفتن داری... .

هرگز "سلامی نده" !                           

وقتی می دانی خداحافظی در پیش است... .

"قلبی را قفل نکن " !                         

 وقتی کلیدش را نداری... .

 

اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست

اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توست

اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلبهاست

اگر كلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست

اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست

اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توست

پس با تمام وجود فرياد ميزنم

دوستت دارم

TinyPic image

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 11:43  توسط فریبا جون  | 

 

 

 

شب بود و آسمان گريه ميکرد سرش را بر سينه ام نهاده بود 

مي گفت: قشنگ ترين قصه را برايم بگو

نگاهم را بر چشمان زيبايش دوختم

گفتم:  چشمانت را ببند چشمانش را بست ومن

آهسته روي لبانش خم شدم 

    وقصه ي بوسه را برايش گفتم آن گاه باران تمام شد

 وآسمان برسر من  مرواريد پاشيد

 

 

 

خدانگهدار عزیزم

اما نمی شه باورم

توی چشام نگاه نکن این لحظه های آخرم

آخه چه طور دلم می یاد  چشمات و گریون ببینم

میرم ولی این و بدون

چشم انتظارت میشینم

میرم ولی گریه نکن نذار از عشقت بمیرم

شاید تو اوج بی کسی با عکست آروم بگیرم

میرم ولی بدون یکی

خیلی تو رو دوست داره

یکی که از دوری تو سر به بیابون میذاره

خدانگهدار عزیزم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 11:42  توسط فریبا جون  | 

 

 پرسید : به خاطر کی زنده هستی؟ با اینکه دوست داشتم با تمام وجود داد بزنم به خاطر تو...

 گفتم به خاطر هیچ کس پرسید : پس به خاطر چی زنده هستی؟

با اینکه دلم می خواست داد بزنم به خاطر دل تو... گفتم بخاطر هیچ چیز

 پرسیدم : تو بخاطر چی زنده هستی؟ در حالیکه اشک توی چشماش جمع شده بود

 گفت:بخاطر کسی که بخاطر هیچ چیز زندست

هميشه به من مي گفت زندگي وحشتناک است ولي يادش رفته بود که به من مي گفت

تو زندگي من هستي روزي از روزها از او پرسيدم به چه اندازه مرا دوست داري

 گفت به اندازه خورشيد در اسمان نگاهي به اسمان انداختم ديدم که هوا باراني بود و

 خورشيدي در اسمان معلوم نبود شبي از شبها از او پرسيدم به چه اندازه مرا دوست داري

 گفت به اندازه ستاره هاي اسمان نگاهي به اسمان انداختم ديدم که هوا ابري بود و

ستاره اي در اسمان نبود خواستم براي از دست دادنش قطره اي اشک بريزم

ولي حيف تمام اشکهايم را براي بدست اوردنش از دست داده بودم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 11:40  توسط فریبا جون  | 

يادته يه روزي بهم گفتي:هر وقت خواستي گريه کني برو زيرِ بارون که نکنه نامردي اشک هاتو ببينه و بهت بخنده گفتم: اگه بارون نيومد چي؟؟؟ گفتي: اگه چشم هاي قشنگ تو بباره آسمون گريه ش ميگيره گفتم: يه خواهش دارم ؛ وقتي آسمونِ چشام خواست بباره تنهام نزار گفتي: باشه... حالا امروز من دارم گريه ميکنم اما آسمون نمي باره و تو هم اون دور دورا ايستادي و داري بهم مي خندي

      

                            دستان سردم را به او سپردم 

 

 گرمی قلبش را احساس نمود

 

و دیری نپایید که

 

گرمای عشق او تمام وجودم را تسخیر نمود ومن

 

زندانی ای برای قلب او بودم و

 

او زندانبان من

 

و این اسارت چه زیبا بود

خداحافظ رفیق

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 17:18  توسط فریبا جون  |